ابو طالب حسينى تربتى

68

تزوكات تيمورى ( فارسى )

همشيره وي در خانه من بود آمده باهم ملاقات نموديم و طويهاي داديم و كنكاش درين يافتم كه روانه بدخشان شوم چون بقندز رسيدم در آن موضع اقامت نمودم تا آنكه سرداران ايل يورلداي جمع آمده به من پيوستند و بهريك خلعتي داده تسلي نمودم چون خبر اراستكي فوج من بشاهان بدخشان رسيد مستعد جنك شدند كنكاش درين ديدم كه پيش دستى كرده تا ايشان لشكرهاى خود را جمع سازند ايشانرا درهم شكنم و ايلغار كرده خود را بطالخان رسانيدم چون خبر رسيدن من بطالخان بمسامع شاهان رسيد از راه مصالحه درآمده ملازمت كردند من از كنكاش خود راضي شدم و ديدم كه غلظ نكرده بودم و سلطنت من در ولايت بدخشان رواج يافت و اكثري از سپاه بدخشان آمده ملازمت اختيار كردند كنكاش يازدهم كه در رواج سلطنت خود كردم اين بود كه چون شاهان بدخشان باطاعت من درآمدند متوجه ختلان شدم چون بمملكت ختلان درآمدم بولاد بوغا و شير بهرام از بد سلوكي امير حسين جدا شده بالوس خود رفتند